هزینه یک قرار عاشقانه در تهران چقدر میشود؟
افزایش شدید قیمت خوراکیها و خدمات شهری، شکل قرارهای عاشقانه و روابط اجتماعی نسل جدید را تغییر داده است
صبح زود است. هنوز آفتاب کامل بالا نیامده و درختان پارک آرامتر از همیشه نفس میکشند. چند نفر آرام میدوند، صدای گنجشکها از لابهلای شاخهها شنیده میشود و زوج جوانی آهسته کنار هم قدم میزنند. قرار گذاشتهاند امروز را ساده بگذرانند. یک روز معمولی، بیتجمل، بیخرجهای عجیب. از همان مدل عاشقیهایی که سالها پیش، بخش مهمی از حافظه شهری تهران بود. با پیادهروی شروع میشد. کمی حرف، چند ساعت با هم بودن و شاید یک چای ساده در پایان روز، ادامه این قرار بود. اما در تهران امروز، حتی سادهترین نسخه عاشقی هم دیگر ساده نیست.
قرار است این روز دونفره، اقتصادی باشد. خبری از رستوران لوکس، دسته گل رز هلندی، سفر کوتاه به جاده چالوس یا خرید برندهای خارجی نیست. دو نفر فقط میخواهند چند ساعت کنار هم وقت بگذرانند. با این حال، وقتی شب از راه میرسد، عدد نهایی هزینهها به جایی میرسد که آدم را وادار میکند چند دقیقهای به گذشته فکر کند. به روزگاری که با همین پول میشد مراسم عروسی مختصری برگزار کرد.
آبپرتقالی که مزه تورم میدهد
پیادهروی صبحگاهی معمولا بیشتر از یکی دو ساعت طول میکشد. هوا کمکم گرم میشود و آدم دلش یک نوشیدنی تازه میخواهد. زوج جوان وارد یکی از کافههای اطراف پارک میشوند. جایی معمولی، با چند میز کوچک و موزیک ملایم. سفارششان هم کاملا اقتصادی است؛ دو نوشیدنی ساده و دو کوکی. یک آبپرتقال طبیعی تازه، یک لیموناد نعنایی یا شاید یک لیوان قهوه امریکانو برای شروع روز. کنار آن هم دو کوکی کوچک. نه خبری از صبحانه مفصل انگلیسی است، نه پنکیک چندلایه، نه قهوههای عجیب با اسمهای طولانی. اما همین سفارش مختصر، حالا چیزی حدود ۸۰۰ هزار تومان آب میخورد.
پیشخدمت دستگاه کارتخوان را جلو میآورد و زوج جوان برای چند ثانیه کوتاه، به عدد روی نمایشگر نگاه میکنند. عددها این روزها عجیب شدهاند. ارقامی که تا چند سال پیش خرج یک مهمانی خانوادگی بودند، حالا برای دو نوشیدنی و دو شیرینی ساده پرداخت میشوند.در این میان، خیلیها برای کمتر شدن هزینهها، قمقمه آب همراه میآورند. خریدن دو بطری آب معدنی به قیمت هر کدام 20 تا 25 هزار تومان در طول روز، دیگر آن هزینه بیاهمیت سابق نیست. نسل جدید عاشقها، بیشتر از هر زمان دیگری اهل حسابوکتاب شدهاند.
آخرین پناهگاه عاشقهای قدیمی
بعد از ناهار، قدم زدن در کتابفروشی هنوز یکی از معدود تفریحهایی است که حالوهوای قدیمی شهر را زنده نگه میدارد. بوی کاغذ، قفسههای بلند و آدمهایی که آرام کتابها را ورق میزنند، هنوز چیزی از رومانس شهری دهههای قبل را حفظ کرده است. زوج جوان وارد کتابفروشی میشوند. دختر، رمانی را برمیدارد و چند صفحهاش را میخواند.
پسر سراغ بخش تاریخ میرود. بعد از کمی گشتن، تصمیم میگیرند برای یادگاری، یک یا دو کتاب برای هم بخرند. اما کتاب هم دیگر هدیه ارزانی نیست. قیمت رمانها و کتابهای عمومی حالا به جایی رسیده که خرید یکی دو جلد کتاب معمولی، میتواند بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان هزینه داشته باشد. بعضی کتابهای ترجمه تازه، از مرز ۶۰۰ یا ۷۰۰ هزار تومان هم عبور کردهاند.در سالهایی نهچندان دور، کتاب ارزانترین هدیه عاشقانه بود. خیلیها نام عشقشان را لابهلای صفحه اول یک رمان مینوشتند. حالا همان هدیه کوچک، آرامآرام دارد به کالایی لوکس تبدیل میشود.
ناهاری که دیگر معمولی نیست
نزدیک ظهر، خیابانها شلوغتر میشوند و گرسنگی آرامآرام خودش را نشان میدهد. زوجها معمولا در چنین روزی سراغ رستورانی متوسط میروند. جایی که هم بشود راحت حرف زد و هم فاکتور آخرش شوک عصبی ایجاد نکند. اما تعریف «متوسط» هم تغییر کرده است. فرض کنید سفارش امروز کاملا اقتصادی باشد. یک پرس کوبیده تکسیخ ۱۷۰ گرمی با قیمت حدود ۵۹۰ هزار تومان، یک ماهی قزلآلای سرخشده حدود ۷۰۰ هزار تومان، کمی سالاد، نوشابه و ماستوخیار.
هیچ خبری از میگو، استیک، غذای دریایی خاص یا پیشغذاهای مفصل نیست. حتی دسر هم سفارش داده نشده است. با این حال، فیش نهایی به حوالی ۲.۵ میلیون تومان میرسد.حالا دیگر رستوران رفتن، شبیه تجربهای شده که آدم پیش از ورود باید دربارهاش فکر کند. خیلیها منو را پیشاپیش در اینترنت نگاه میکنند، قیمتها را حساب میکنند و حتی از قبل تصمیم میگیرند چه چیزی سفارش بدهند تا رقم نهایی کمتر شود. عاشقی در تهران امروز، گاهی بیشتر شبیه مدیریت بودجه خانوار است.
تفریحی که دیگر ارزان نیست
عصر که میشود، سینما همچنان یکی از انتخابهای محبوب زوجهاست. سالن تاریک، بوی پاپکورن و چند ساعت فرار از شلوغی شهر، هنوز جذابیت خودش را حفظ کرده است. اما سینما هم دیگر آن تفریح کمهزینهای قدیمی محسوب نمیشود. دو بلیت برای یک فیلم تازه، به همراه یک پاپکورن معمولی و دو بطری آب، حدود ۷۰۰ هزار تومان خرج روی دست آدم میگذارد. اگر کسی هوس نوشابه یا خوراکی بیشتری کند، رقم نهایی خیلی سریع بالاتر میرود.
جالب اینجاست که خیلی از زوجها این روزها پیش از رفتن به سینما، خوراکی از خانه به همراه خود میآورند تا هزینه کمتری پرداخت شود. بعضیها حتی ترجیح میدهند منتظر اکران آنلاین فیلمها بمانند. با این حال، هنوز چیزی در تاریکی سالن سینما وجود دارد که نمیشود جایگزینش کرد. لحظهای که دو نفر بیصدا کنار هم مینشینند و برای دو ساعت، شهر و همهمه آن را فراموش میکنند.
عاشقی آرامآرام گران شد
وقتی همه این هزینهها را کنار هم بگذاریم، رقم نهایی خیلی راحت از ۱۰ میلیون تومان عبور میکند. آن هم برای یک قرار عاشقانه کاملا ساده و بدون کوچکترین تجمل.
نه خرید لباس تازهای در کار بوده، نه هدیه گرانقیمت، نه رستوران لوکس، نه سفر بینشهری، نه تاکسیهای متعدد و نه برنامهای خاص. فقط یک روز معمولی دونفره در شهری که هر روز گرانتر میشود.
تورم فقط قیمت خوراک و پوشاک را بالا نبرده است. شکل رابطههای انسانی را هم تغییر داده است. خیلی از زوجها این روزها کمتر همدیگر را میبینند، قرارهای کوتاهتری میگذارند یا تفریحهایی انتخاب میکنند که خرج کمتری داشته باشد. حتی عاشقی هم آرامآرام دارد طبقاتی میشود.
شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد. این که تجربههای ساده انسانی، کمکم از دسترس طبقه متوسط خارج میشوند. پیادهروی، کتاب خریدن، سینما رفتن و نوشیدن چای در کافه، زمانی جزو عادیترین شکلهای زندگی شهری بودند. حالا اما هر کدامشان شبیه هزینهای لوکس به نظر میرسند.
و عجیبتر این که حدود 10سال پیش، با همین ۱۰ میلیون تومان میشد یک مراسم عروسی اقتصادی برگزار کرد. سالنی کوچک گرفت، شام سادهای داد و زندگی مشترکی را آغاز کرد. امروز همان پول، خرج یک روز ساده عاشقی میشود. روزی که از صبح در پارک شروع شده و شب، میان فاکتورهای میلیونی تمام میشود.
تجربههای ارزانتر
در کوچههای فرعی خیابانهای انقلاب و کریمخان تهران، دستفروشها روی میزهای کوچک کتابهای جیبی، دفترچههای یادداشت با جلدهای رنگارنگ و کارتپستالهای هنری میگذارند. رنگ و روی کاغذ و جوهر، حس حضور در زمان دیگری را میدهد. خرید دو یا سه کارتپستال جمعاً حدود ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان هزینه دارد. دفترچههای یادداشت با قیمتهایی بین 100 تا 300 هزار تومان به فروش میرسند.
اما همه اینها یادگاریهای ملموس و متفاوتی برای زوجهاست. بعضی کارتهای پستال، طرحی از تهران قدیم یا نقاشی خیابانی دارد و وقتی به خانه میروند، همان کارتها روی میز کنار چای عصرگاهی، خاطرهای زنده میکنند. گاهی یکی از آنها دفترچهای کوچک میخرد و چند خط یادداشت مینویسد. جملههایی که فقط آنها معنیشان را میدانند و روزها بعد هم لبخند روی لبهایشان میآورد.
بعد از خرید یادگاریها، قدم زدن در کوچههای کمنور و خیابانهایی که هنوز بوی نم باران روی سنگفرشهایش باقی مانده، تجربهای آرامبخش و متفاوت است. نور چرخهای قدیمی طوافی که از دور میآید، همهمه کودکانی که در پیادهرو کنار والدینشان راه میروند و انعکاس چراغهای فلزی روی دیوارهای آجری، فضایی شاعرانه میسازد. هیچ هزینهای لازم نیست. فقط وقت و حوصلهای برای شنیدن و همصحبتی کافی است. بعضی زوجها مسیر خود را به کوچههای قدیمی یا سروصدای کنار رودخانههای کوچک شمال شهر میکشند. صدای آب آرام، انعکاس چراغها و نفسهای کوتاه کنار هم، لحظههایی ایجاد میکند که عشق را بدون هیچ تجملی ملموس میکند.
شب که فرا میرسد، گالریهای کوچک و نمایشگاههای موقت، انتخاب بعدی است. بیشتر این نمایشگاهها رایگان هستند و فرصت تماشای نقاشی، عکاسی و هنرهای مدرن را فراهم میکنند. زوجها آرام قدم میزنند، جلوی تابلوها میایستند و درباره رنگها، فرمها و احساسات آثار حرف میزنند. لبخندهای کوتاه کنار یک اثر، شوخی درباره جزئیات تصویری و سکوتهای کوتاه، تجربهای خلق میکند که ارزشش فراتر از هر هزینه مالی است. حضور و توجه متقابل، همان حس مشترکی را میسازد که عاشقی امروز را واقعی و معنادار نگه میدارد.
چای ساده عصرگاهی
غروب نزدیک شده است. خیابانها شلوغترند و کافهها آرامآرام پر میشوند. زوج جوان تصمیم میگیرند پیش از پایان روز، جایی بنشینند و کمی حرف بزنند. این بار هم سفارش کاملا ساده است؛ دو استکان چای ایرانی و دو کیک کوچک. نه قهوه تخصصی در کار است، نه دسرهای چندلایه فرانسوی، نه نوشیدنیهای عجیب با اسمهای خارجی. فقط چای و کیک.
اما همین سفارش ساده، در بسیاری از کافههای متوسط شهر، حدود ۹۰۰ هزار تومان هزینه دارد.گاهی آدم به فاکتور نگاه میکند و ناخودآگاه یاد کافههای قدیمی میافتد. همان جاهایی که دانشجوها ساعتها مینشستند، شعر میخواندند و با پول اندکی عصر را شب میکردند. امروز اما حتی نشستن کوتاه در یک کافه معمولی هم تبدیل به تصمیمی اقتصادی شده است.
دیدگاهتان را بنویسید