کد خبر: 11176

تورم مزمن چیست؟ ریشه‌های ساختاری تورم و دشواری مهار آن در اقتصاد ایران

تورم مزمن فقط به معنای گران‌شدن کالاها در یک مقطع زمانی نیست؛ بلکه وضعیتی است که در آن افزایش سطح عمومی قیمت‌ها به پدیده‌ای تکرارشونده و ماندگار در اقتصاد تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، حتی اگر یک شوک موقت مانند افزایش هزینه واردات یا جهش نرخ ارز فروکش کند، عوامل زمینه‌ای می‌توانند فشار تورمی را حفظ کنند.

سیدعلی مدنی‌زاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی، در اظهارات خود درباره ریشه‌های تورم بر اهمیت اصلاحات ساختاری تأکید کرده است. او در آذر ۱۴۰۴، حسابداری و حسابرسی ناکارآمد و انتقال زیان‌های پنهان به شبکه بانکی و در نهایت ترازنامه بانک مرکزی را از عوامل مؤثر بر خلق پول بدون پشتوانه و تورم ساختاری دانست. [منبع: گزارش منتشرشده از اظهارات وزیر اقتصاد]
(https://vista.ir/n/mehrnews/ea3e1)

برای بررسی این موضوع، باید میان افزایش مقطعی قیمت‌ها، تورم بالا و تورمی که به‌واسطه سازوکارهای مالی و پولی بازتولید می‌شود تفاوت قائل شد.

تورم مزمن به چه معناست؟

تورم به افزایش سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در طول زمان گفته می‌شود. افزایش قیمت یک کالای خاص، به‌تنهایی به معنای افزایش نرخ تورم عمومی نیست؛ اما وقتی افزایش قیمت به بخش‌های گسترده‌ای از اقتصاد سرایت کند، در شاخص‌های عمومی قیمت منعکس می‌شود.

اصطلاح «تورم مزمن» برای توصیف وضعیتی به کار می‌رود که فشار تورمی در دوره‌ای طولانی تداوم دارد و اقتصاد به‌طور مکرر با افزایش قیمت‌ها مواجه می‌شود. این اصطلاح به‌خودی‌خود یک آستانه عددی واحد و جهان‌شمول ندارد؛ بنابراین برای تحلیل وضعیت ایران باید نرخ تورم، روند چندساله آن و عوامل تداوم‌بخش را هم‌زمان بررسی کرد.

نکته مهم این است که کاهش نرخ تورم الزاماً به معنای کاهش قیمت‌ها نیست. اگر نرخ تورم از سطحی بالا به سطحی پایین‌تر برسد، ممکن است قیمت‌ها همچنان افزایش پیدا کنند، اما سرعت افزایش آن‌ها کمتر شده باشد. کاهش عمومی قیمت‌ها پدیده متفاوتی است که «تورم منفی» یا کاهش سطح عمومی قیمت‌ها نامیده می‌شود.

چرا تورم مزمن شکل می‌گیرد؟

تورم معمولاً حاصل تعامل چند عامل است. در اقتصادی که با مشکلات مالی دولت، محدودیت‌های ارزی، ناترازی بانکی و انتظارات بی‌ثبات روبه‌رو است، این عوامل ممکن است یکدیگر را تقویت کنند.

۱. کسری بودجه و نحوه تأمین مالی دولت

کسری بودجه زمانی رخ می‌دهد که مخارج دولت از درآمدهای آن بیشتر باشد. وجود کسری به‌تنهایی الزاماً به افزایش فوری تورم منجر نمی‌شود؛ روش تأمین مالی آن اهمیت زیادی دارد.

اگر کسری از مسیرهایی تأمین شود که به رشد پایه پولی یا نقدینگی منتهی می‌شوند، فشار تورمی می‌تواند افزایش پیدا کند. حتی در شرایطی که تأمین مالی به‌صورت مستقیم از بانک مرکزی انجام نمی‌شود، ارتباط دولت با شبکه بانکی و نحوه مدیریت بدهی‌ها می‌تواند بر شرایط پولی اثر بگذارد.

به همین دلیل، تحلیل تورم بدون بررسی ترکیب درآمدها و مخارج دولت، کسری بودجه و شیوه تأمین مالی آن ناقص خواهد بود.

۲. رشد نقدینگی و پایه پولی

نقدینگی مجموع پول و شبه‌پول در اقتصاد است و پایه پولی یکی از اجزای بنیادی نظام پولی محسوب می‌شود. رشد سریع نقدینگی، اگر با افزایش متناسب تولید واقعی همراه نباشد، می‌تواند فشار تقاضا بر کالاها و خدمات ایجاد کند.

بااین‌حال، رابطه نقدینگی و تورم را نباید به یک فرمول ساده و قطعی تقلیل داد. سرعت گردش پول، ظرفیت تولید، تقاضای کل، انتظارات تورمی و شرایط عرضه نیز بر نتیجه اثر دارند.

اگر رشد نقدینگی برای دوره‌ای طولانی از ظرفیت رشد واقعی اقتصاد فاصله بگیرد، احتمال تداوم فشار بر سطح عمومی قیمت‌ها افزایش می‌یابد.

۳. ناترازی بانکی و انتقال زیان‌ها

ناترازی بانکی زمانی مطرح می‌شود که منابع، تعهدات، کیفیت دارایی‌ها یا جریان درآمدی یک بانک با وضعیت پایدار فعالیت آن سازگار نباشد. زیان‌های انباشته، مطالبات کم‌کیفیت و ضعف شفافیت در صورت‌های مالی می‌توانند تشخیص و اصلاح این مشکلات را دشوار کنند.

در سخنان منتشرشده از وزیر اقتصاد در آذر ۱۴۰۴، به این مسئله اشاره شده بود که زیان‌های شناسایی‌نشده در سطح بنگاه‌ها می‌توانند به شبکه بانکی منتقل شوند و در صورت تداوم سازوکارهای نادرست، فشار مالی را به بخش پولی اقتصاد منتقل کنند.

این توضیح یک مسیر احتمالی انتقال فشار مالی به نظام پولی را نشان می‌دهد؛ اما به معنای آن نیست که تمام زیان‌های بانکی مستقیماً به خلق پول یا تورم تبدیل می‌شوند. نحوه شناسایی زیان، تأمین سرمایه، شیوه تسویه بدهی‌ها و سیاست‌های ناظر پولی در نتیجه نهایی تعیین‌کننده‌اند.

۴. نرخ ارز و انتظارات تورمی

افزایش نرخ ارز می‌تواند هزینه واردات مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای و محصولات نهایی را افزایش دهد. حتی تولیدکنندگانی که مستقیماً واردکننده نیستند ممکن است از طریق قیمت نهاده‌ها، حمل‌ونقل یا هزینه جایگزینی مواد اولیه تحت تأثیر قرار گیرند.

انتظارات نیز اهمیت دارند. اگر بنگاه‌ها و خانوارها انتظار داشته باشند قیمت‌ها در آینده افزایش یابد، ممکن است خریدها را جلو بیندازند، قیمت فروش را زودتر تعدیل کنند یا تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و پس‌انداز خود را تغییر دهند. این رفتارها می‌تواند انتقال شوک اولیه به سایر قیمت‌ها را تسریع کند.

در نتیجه، نرخ ارز هم می‌تواند منشأ شوک تورمی باشد و هم از شرایط تورمی و انتظارات اقتصادی تأثیر بگیرد. رابطه میان این متغیرها یک‌طرفه نیست.

تفاوت شوک تورمی با تورم مزمن چیست؟

شوک تورمی معمولاً به افزایش ناگهانی فشار قیمت‌ها بر اثر رویدادی مشخص اشاره دارد؛ برای مثال، اختلال در عرضه یک نهاده، افزایش هزینه واردات یا تغییر شدید نرخ ارز.

اما تورم مزمن زمانی شکل می‌گیرد که عوامل بنیادی اجازه ندهند اثر شوک به‌طور کامل فروکش کند. اگر کسری بودجه، رشد بالای نقدینگی، ناترازی بانکی یا انتظارات بی‌ثبات ادامه پیدا کنند، یک شوک اولیه ممکن است از طریق تعدیل دستمزدها، هزینه تولید، قیمت خدمات و تصمیم‌های اقتصادی به افزایش‌های بعدی منتقل شود.

بنابراین، پایان یک شوک به معنای پایان تورم نیست. از سوی دیگر، هر افزایش مقطعی قیمت نیز به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که اقتصاد وارد مرحله تازه‌ای از تورم مزمن شده است. تشخیص این وضعیت به بررسی داده‌های چنددوره‌ای و سازوکارهای انتقال تورم نیاز دارد.

اظهارات وزیر اقتصاد درباره ریشه‌های تورم چه اهمیتی دارد؟

مدنی‌زاده در سخنان منتشرشده در آذر ۱۴۰۴، بر نقش شفافیت مالی، کیفیت حسابداری و حسابرسی و شناسایی واقعی وضعیت دارایی‌های بانک‌ها تأکید کرد. از نگاه مطرح‌شده در این اظهارات، اگر زیان‌ها و ریسک‌ها در صورت‌های مالی به‌موقع و درست منعکس نشوند، اصلاح نظام بانکی و ارزیابی وضعیت واقعی مؤسسات مالی دشوار خواهد شد. [منبع: گزارش اظهارات وزیر اقتصاد](https://vista.ir/n/mehrnews/ea3e1)

این دیدگاه بر یک نکته مهم انگشت می‌گذارد: مهار تورم صرفاً موضوع تعیین یک نرخ بهره یا کنترل کوتاه‌مدت یک بازار نیست. کیفیت گزارشگری مالی، شفافیت ترازنامه‌ها، انضباط بودجه‌ای و نحوه رسیدگی به مشکلات بانکی نیز می‌توانند در پایداری سیاست‌های ضدتورمی نقش داشته باشند.

بااین‌حال، این اظهارات باید در کنار سایر عوامل بررسی شوند. تحولات نرخ ارز، محدودیت‌های عرضه، وضعیت تجارت خارجی، انتظارات و سیاست‌های مالی و پولی نیز در توضیح تورم اهمیت دارند. نسبت‌دادن تمام تورم به یک عامل واحد، تصویر کاملی از اقتصاد ارائه نمی‌کند.

چرا مهار تورم مزمن به زمان نیاز دارد؟

سیاست‌گذار می‌تواند برای کاهش فشار تورمی از ابزارهای پولی و مالی استفاده کند، اما نتایج این سیاست‌ها لزوماً فوری و بدون هزینه نیستند.

برای مثال، محدودکردن رشد نقدینگی می‌تواند فشار تقاضا را کاهش دهد؛ ولی اگر هم‌زمان مشکلات ساختاری بودجه و شبکه بانکی حل نشوند، فشار برای تأمین مالی ممکن است از مسیرهای دیگری بازگردد.

همچنین اصلاح بانک‌های ناتراز، شفاف‌سازی دارایی‌ها و بدهی‌ها، بهبود کیفیت نظارت و تغییر ساختار درآمد و هزینه دولت معمولاً به زمان، هماهنگی نهادی و اجرای مستمر نیاز دارند.

از سوی دیگر، سیاست‌های ضدتورمی اگر بدون توجه به وضعیت تولید و تأمین مالی بنگاه‌ها اجرا شوند، ممکن است بر سرمایه‌گذاری و فعالیت اقتصادی نیز اثر بگذارند. چالش اصلی سیاست‌گذار، کاهش پایدار فشار تورمی همراه با حفظ امکان تولید و رشد اقتصادی است.

چه سیاست‌هایی می‌توانند تورم مزمن را مهار کنند؟

هیچ راهکار منفردی برای همه اقتصادها و همه دوره‌ها کافی نیست. بااین‌حال، چند محور در طراحی سیاست‌های ضدتورمی اهمیت دارند:

انضباط مالی: مدیریت پایدار مخارج، درآمدها و بدهی‌های دولت و کاهش وابستگی به روش‌های تورم‌زای تأمین مالی.

سیاست پولی منسجم: هماهنگی سیاست‌های پولی با شرایط مالی دولت و کنترل پایدار رشد نقدینگی.

اصلاح نظام بانکی: شناسایی زیان‌ها، بهبود کیفیت دارایی‌ها، شفافیت ترازنامه‌ها و رسیدگی به ناترازی مؤسسات مالی.

شفافیت و پاسخگویی: تقویت گزارشگری مالی، حسابرسی مستقل و نظارت مؤثر بر بنگاه‌ها و مؤسسات مالی.

ثبات بیشتر در محیط اقتصادی: کاهش نااطمینانی و فراهم‌کردن شرایطی که خانوارها و بنگاه‌ها بتوانند تصمیم‌های اقتصادی خود را با افق زمانی بلندتر اتخاذ کنند.

توجه به ظرفیت تولید: پرهیز از سیاست‌هایی که بدون توجه به محدودیت‌های عرضه، هزینه تولید یا تأمین نهاده‌ها را افزایش می‌دهند.

اثربخشی هر یک از این سیاست‌ها به نحوه اجرا، شرایط اقتصاد و هماهنگی آن‌ها با یکدیگر وابسته است.

پرسش‌های متداول درباره تورم مزمن

تورم مزمن چیست؟

تورم مزمن به تداوم افزایش سطح عمومی قیمت‌ها در دوره‌ای طولانی گفته می‌شود؛ وضعیتی که عوامل اقتصادی و نهادی مختلف می‌توانند آن را بازتولید کنند.

آیا رشد نقدینگی تنها علت تورم مزمن است؟

خیر. رشد نقدینگی اهمیت دارد، اما کسری بودجه، نحوه تأمین مالی، ناترازی بانکی، نرخ ارز، انتظارات تورمی و محدودیت‌های عرضه نیز می‌توانند بر تورم اثر بگذارند.

تفاوت تورم مزمن با شوک تورمی چیست؟

شوک تورمی معمولاً افزایش ناگهانی فشار قیمت‌ها در اثر رویدادی مشخص است؛ تورم مزمن به تداوم و بازتولید فشار تورمی در طول زمان اشاره دارد.

آیا کاهش نرخ تورم به معنی ارزان‌شدن کالاهاست؟

خیر. کاهش نرخ تورم به معنای کندترشدن سرعت افزایش عمومی قیمت‌هاست. برای کاهش عمومی قیمت‌ها باید سطح قیمت‌ها پایین بیاید؛ این دو مفهوم متفاوت‌اند.

چرا اصلاح نظام بانکی در مهار تورم اهمیت دارد؟

ناترازی و زیان‌های بانکی ممکن است فشارهای مالی را به شبکه پولی منتقل کنند و اجرای پایدار سیاست‌های ضدتورمی را دشوار سازند. شدت این اثر به شرایط و نحوه مدیریت نظام بانکی بستگی دارد.

جمع‌بندی

تورم مزمن را نمی‌توان صرفاً با مشاهده افزایش قیمت یک کالا یا بررسی یک شوک کوتاه‌مدت توضیح داد. برای شناخت ریشه‌های آن باید ارتباط میان سیاست مالی، رشد نقدینگی، وضعیت بانک‌ها، نرخ ارز، انتظارات و ظرفیت تولید را بررسی کرد.

تأکید وزیر اقتصاد بر اصلاح حسابداری، حسابرسی و شفافیت مالی، یکی از ابعاد ساختاری این مسئله را برجسته می‌کند. بااین‌حال، مهار پایدار تورم به مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌های مالی و پولی، اصلاحات بانکی و ایجاد ثبات در محیط اقتصادی نیاز دارد؛ مجموعه‌ای که نتیجه آن باید در روند چنددوره‌ای شاخص‌های اقتصادی ارزیابی شود، نه صرفاً در یک وعده یا یک آمار مقطعی.

دیدگاه‌تان را بنویسید

 

پربازدیدترین

آخرین اخبار