کد خبر: 9065

رابطه بین فرهنگ، کارآفرینی و عملکرد در سازمان از دیدگاه دکتر محمد حمید ایجازی

هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی، کارآفرینی سازمانی و عملکرد سازمان در پژوهشگاه صنعت نفت است.

سؤال اصلی پژوهش این است که آیا بین فرهنگ سازمانی، کارآفرینی سازمانی و عملکرد سازمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؟

روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی است.

نتایج تحقیق نشان می‌دهد:

  • بین فرهنگ سازمانی و کارآفرینی سازمانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.

  • بین کارآفرینی سازمانی و عملکرد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.

  • بین فرهنگ سازمانی و عملکرد نیز رابطه مثبت و معنادار مشاهده شده است.

  • کارآفرینی سازمانی در رابطه بین فرهنگ و عملکرد نقش میانجی دارد.

واژگان کلیدی:

فرهنگ سازمانی، کارآفرینی سازمانی، عملکرد سازمان

مقدمه

کارآفرینی مفهومی با اهمیت روزافزون است و برای آینده سازمان‌ها حیاتی محسوب می‌شود.

در محیط‌های پویا و رقابتی، مزیت رقابتی و بهبود عملکرد صرفاً از طریق کاهش هزینه‌ها یا افزایش کیفیت حاصل نمی‌شود؛ بلکه سازمان‌ها باید در حوزه‌های زیر نیز فعال باشند:

  • نوآوری

  • انعطاف‌پذیری

  • سرعت عمل

  • فعالیت‌های کارآفرینانه

با توجه به شدت رقابت در سال‌های اخیر، سازمان‌ها برای بقا و موفقیت در بازارها ناگزیر به نوآوری مستمر هستند.

کارآفرینی سازمانی به عنوان عاملی کلیدی در افزایش توان رقابت‌پذیری و کسب مزیت رقابتی مطرح است. این مفهوم شامل فعالیت‌هایی است که موجب:

  • ارتقای نوآوری

  • پاسخ فعالانه به تغییرات محیطی

  • توسعه محصولات و خدمات جدید

می‌شود.

فرضیه‌های پژوهش

  1. بین فرهنگ سازمانی و کارآفرینی سازمانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.

  2. بین کارآفرینی سازمانی و عملکرد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.

  3. بین فرهنگ سازمانی و عملکرد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.

  4. کارآفرینی سازمانی در رابطه بین فرهنگ سازمانی و عملکرد نقش میانجی دارد.

روش پژوهش

پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی است.

جامعه آماری شامل کارکنان پژوهشگاه صنعت نفت (حدود 390 نفر) بوده است.

نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انجام شده و حجم نمونه 180 نفر برآورد گردید. در نهایت 210 پرسشنامه توزیع و تعداد قابل قبولی پرسشنامه کامل جمع‌آوری شد.

ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه بوده است. برای سنجش فرهنگ سازمانی از مدل دنیسون (2000) استفاده شده است.

تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شده است.

شاخص‌های برازش مدل نشان‌دهنده مناسب بودن مدل هستند:

  • RMSEA کمتر از 0.08

  • نسبت کای‌دو به درجه آزادی کمتر از 3

  • GFI و AGFI بالاتر از 0.90

یافته‌های پژوهش

نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان می‌دهد:

  • فرهنگ سازمانی اثر مثبت و معنادار بر کارآفرینی سازمانی دارد.

  • کارآفرینی سازمانی اثر مثبت و معنادار بر عملکرد دارد.

  • فرهنگ سازمانی اثر مستقیم و غیرمستقیم (از طریق کارآفرینی) بر عملکرد دارد.

مقادیر t بالاتر از 2 بوده و تمامی فرضیه‌ها تأیید شده‌اند.

نتیجه‌گیری

نتایج نشان می‌دهد فرهنگ سازمانی یکی از عوامل کلیدی در تقویت کارآفرینی سازمانی است و از طریق آن می‌تواند عملکرد سازمان را بهبود دهد.

کارآفرینی سازمانی نقش میانجی در رابطه بین فرهنگ و عملکرد دارد؛ بنابراین برای ارتقای عملکرد سازمان‌ها، توجه به توسعه فرهنگ سازمانی کارآفرینانه ضروری است.

دیدگاه‌تان را بنویسید

 

پربازدیدترین

آخرین اخبار